۱- اولین ترمی که درس میده و
۲-آخرین ترمی که درس میده
تصور اینکه اولین ترمَمه، که ممکن نیست، برای همین همیشه این احتمال رو میدم که این آخرین ترمیه که درس میدم!!!
- گفت: قانون اول چرتودینامیک میگه:
علم * ثروت = مقدار ثابت
تا از ظاهر بی زرق و برقش زیاد تعجب نکنیم...
- از خلقت گفت، از ابتدایش و از اینکه تنها موجود زنده ی مطلع از راز خلقت این روزها سرش به رد صلاحیت ها گرم است...
- از "چرا"یی ها گفت و از "چگونه"ها.
- از علم گفت و از جهل.
- از واکنش های شیمیایی گفت، از آنزیم ها، از پروتئین ها و آمینو اسیدها...
- از آب گفت و از حیات.
اینقدر گفت تا مطمئن باشم که هرگز!! به نرفتن به این کلاس بد وقت و ۳ ساعته، فکر نخواهم کرد... (اگرچه مستمع آزاد باشم)
اینقدر گفت تا کلاسش ،مثل همه ی این چندبار، چون برق بگذرد و من، چون پایان زنگ ورزش در مدرسه، در شمارش روزها تا کلاسی دیگر...
او که کلاسش، این روزهای سیاه، در ردیف "رادیو پ.......دا"ی "ف.م" قرار می گیرد و به مجموعهی تنها دلخوشی هایم افزوده می شود..
می روم.. تا در آخر "من" باشم و "بی آر تی" و "زمزمه" ی درسش!!!
نام دکتر صادقی این روزها برایم با واژه ی "استاد" قرین شده است.. *
---
* البته تمامی احترام و ارادتم به دکتر مجید میرزاوزیری کماکان پابرجاست...
پ.ن: چند روزیه که اینترنتم مشکل پیدا کرده و دسترسی درست و حسابی به آبهای آزاد ندارم.. امروز بعد از پیگیری و پافشاری از شاتل شنیدم که دلیلش "کارهای مخابرات در جهت تغییر زیرساخت اینترنت کشور است".
امشب "اینترانت ملی" لرزه بر اندامم انداخت!!! چاره ای باید اندیشید تا این تنها دلخوشی مان را از ما نگرفته اند...
